خوشه پروین یا "ثریا" را بسیاری میشناسند. قدیمیها که خیلی راحت آن را در آسمان پیدا میکنند. برای مشاهده آن در ساعتهای قبل از نیمه شب ، بالای سرتان را نگاه کنید. لکه مه آلودی میبینید که با کمی دقت چند ستاره هم در آن میتوان تشخیص داد. تیز بینی چشمانتان را با شمارش ستارههای خوشه پروین بیازمایید! در هوای آلوده شهرهای بزرگ معمولا فقط ۴ تا ۵ ستاره پروین را میتوان دید. اگر در شبی صاف تا ۶ ستاره در پروین توانستید ببینید، دید چشمانتان عادی است. در برخی شبهای صاف میتوان تا ۸ ستاره را نیز در پروین شمارش کرد.
روی هم رفته ۲۰ ستاره پروین از قدر ششم درشخانترند. اما انتظار نداشته باشید همه آنها را بتوانید به چشم ببینید، چون برخی از آنها بسیار به هم نزدیکند و تفکیک آنها بسیار دشوار است. کسانی بودند که میتوانستند حتی تا 18 ستاره پروین را هم با چشم غیر مسلح ببینند! در مقایسه با دقت عقاب گونه دیدگان آنها ، مردمان عادی تقریبا کورند! پروین یکی از نزدیکترین خوشههای اختری باز در سراسر آسمان است و فقط خوشه باز "هوادس" در همان صورت فلکی ثور ، از آن به ما نزدیکتر است. فاصله ۴۳۰ سال نوری ما را از ستارههای تشکیل دهنده پروین جدا میکند. این خوشه، پهنهای به وسعت ۴ برابر قرص ماه را می پوشاند و از اینجا می توان نتیجه گرفت اندازه واقعی آن تقریبا ۲۲ سال نوری باید باشد. اگر به دوربین دوچشمی دسترسی دارید با آن به این خوشه زیبا نگاهی بیندازید!
عکسهای زمانگیر ، پروین را در احاطه سحابی رقیقی نشان میدهند که بیش از این پنداشته میشد بازمانده دوران پیدایش ستارههای آن باشد، اما چهار سال پیش ، اخترشناسان ، با بررسی دوباره تصاویر ماهواره فرو سرخ "آیراس" دریافتند که این سحابی متعلق به خود خوشه نیست بلکه پروین فقط از میان آن عبور میکند و ربطی به آن ندارد.
سیاهچاه ها یکی از مراحل زندگی ستارگان پر جرم است
حفره های سیاه جذاب ترین و اسرار آمیز ترین اشیای آسمانی هستند. مهم ترین یافته های اختر شناسی سالهای ۱۹۶۰ تپ اختر ها و اختر نماها هستند. تپ اختر ها منابع رادیویی و (حداقل در یک مورد) منبع نوری تپنده منظم هستند. اختر نماها منابع نوری و رادیویی بسیار شدیدی هستند که ظاهراً از زمین فاصله بسیار زیادی زیادی داشته و به اجرام دوردست نیز مشهور هستند.
کشف تپ اختر ها و اخترنماها بیشتر در نتیجه پیشترفتهای اختر شناسی رادیویی تحقق یافت که در سالهای ۱۹۷۰ منجر به جستجوی طبقه تازه ای از اشیای آسمانی شد که عجیب ترین پدیده های فیزیکی در جهانند.این پدیده ها، حفره های سیاه نامیده می شوند. آنها را از این رو به این نام خوانده اند که بی نورندو چون یک جا روبرقی اختری، ماده و انرژی را از فضا می مکند. اختر فیزیکدانان، حفره های سیاه را که بسیار کوچکند، آخرین مرحله تاریخ رندگی ستارگان بسیار بزرگ می دانند. دانشمندان، حفره های سیاه را که بر اثر نیروی گرانش خودشان فرو می پاشند، از تئوری نسبیت عمومی آلبرت انیشتین استنتاج کرده اند. تئوری انیشتین در نظریه جاذبه (گرانش) نیوتون کاملاً تجدید نظر کرده است. اگر یک حفره سیاه در فضای خارجی کشف شود. این رویدادها برای فیزیک و اختر شناسی با اهمیت خواهد بود. فیزیک کلاسیک نمی تواند حفره سیاه را تبیین کند. اگر یک حفره سیاه وجود داشته باشد، نسبیت عمومی به طور واقعی مورد تایید قرار خواهند گرفت. بر سر ستاره در حال احتضاری که بیش از دو برابر خورشید است چه می آید؟ حتی نیروی قوی نیز نمی تواند سرعت فرو پاشی درونی آن را متوقف سازد. و این ستاره کاملاً فرو می پاشد و از مرحله ستاره نوترونی فراتر رفته و حتی به یک شی کوچکتر و چگال تر یعنی حفره سیاه تبدیل می شود.فرو پاشی کامل یه معنای آن نیست که حفره سیاه از روی صفحه جهان محو می شود. همان طور که بوسیله انیشتین توصیف شده است ساختار فضا- زمان فرو پاشی بی پایان را منتفی می کند و به جای آن یک انحنای غیر مادی، نامرئی و واقعی فضا را به وجود می آورد. یک حفره سیاه را می توان به مرد نامرئی سنگین وزنی تشبیه کرد که روی یک نیمکت نشسته است. او دیده نمی شود ولی وزن او درنیمکت فرورفتگی ایجاد می کند.حفره سیاه برای فیزیکدانان نظری چیز تازه ای نیست. در سال ۱۹۳۹ج. اوپنهایمرو هارتلند و اس. اشنایدر برای نخستین بار حفره های سیاه را به عنوان نتیجه ای از نسبیت عمومی پیشنهاد کردند ولی در آن زمان برای تشخیص آنها هیچ راه معلومی وجود ندارد. اما با پیشترفت اخیر اختر شناسی رادیویی و کشف علائم رادیویی توضیح ناپذیر از اعماق فضا، حفره های سیاه به صورت موضوع بسیار مهم اختر شناسی درآمده اند. دانشمندان معتقدند که این اشیای نظری پدیده های با انرژی فوق العاده چون اختر نماها و تپ اختر ها می توانند نقشی داشته باشند. حفره های سیاه و ستارگان نوترونی تنها اشیای شناخته شده در فیزیک هستند که برای انجام مشاهده های اختر شناختی روی چنان فرستنده های بسیار نیرومند تشعشع، به اندازه کافی فشرده و پر جرمند. فیزیکدانان به مدد تجهیزات کوچک، توصیف نسبتاً جامعی از حفره های سیاه به دست داده اند. به عقیده دکتر جان ویلر و دکتر رئو روفینی از دانشگاه پرینستون حفره های سیاه اندازه و شکلی به مفهوم قراردادی آن ندارند اما آنها در محدوده یک قطر ۱۵ کیلومتری عمل می کنند. حفره های سیاه جرمهای متفاوتی بین جرم خورشید و صد میلیون برابر جرم خورشید دارند. حفره های سیاه مثل گرداب عمل می کنند. هر جرم با انرژی سرگردانی که به یک حفره سیاه نزدیک شود (در داخل فاصله معینی که افق آن خوانده می شود) بطور مقاومت ناپدیری به درون گرداب، که همان حفره سیاه، است کشیده می شود. نیروهای کشندی شدید درون حفره های سیاه ماده را در یک سمت می کشد و منبسط می کند و در سمت دیگر می فشرد و خرد می کند و خرد می کند تا آن که آن ماده به کلی تجزیه و جزء فضای خمیده و حفره سیاه شود.خواص دیگر حفره های سیاه از این هم عجیب تر است. زمان و مکان خصوصیات خود را در درون ستاره کاملاً فرو پاشیده ردو بدل می کنند. هر شی در شرایط عادی اندازه خود را نگه می دارد ولی نمی تواند از عمر فیزیکی بگریزد. در درون حفره سیاه بر اشیا عمری نمی گذرد، ولی مداوماً کوچکتر می شوند. مشاهده گران حفره سیاه از فاصله مطمئن و ایمنی نمی توانند واقعاً آن را ببیند، زیرا نور مانند شکلهای دیگر انرژی، تحت تاثیر مکش حفره سیاه است.همچنانکه نور به درون آن کشیده می شود، به طور بی پایانی به انتهای قرمز طیف رنگها تغییر مکان می دهد و حفره سیاه را سیاه و بنابراین نامرئی می کند. اگر حفره های سیاه اندکی مرئی بودند، مشاهده گران، این ستارگان را درست آن گونه که پیش از فرو پاشی هزاران میلیون سال پیش رخ داده بود. علت آن است که وقتی ستاره به حفره سیاه تبدیل می شود، نسبت به ناظران خارج بی درنگ گذشت زمان در آن متوقف می شود. به عقیده دکتر ویلر و دکتر روفینی علائم و اطلاعات مربوط به مرحله های بعدی فرو پاشی هرگز نمی گریزند، بلکه در فرو پاشی خود هندسه (زمانی و مکانی) درگیر می شوند. چند حفره سیاه در جهان وجود دارد؟ به عقیده ای.جی.دابلیو. کامرون از دانشگاه یشیوا ممکن است جهان پر از حفره سیاه باشد. نظریه کیهان شناسی پیش بینی می کند که جهان شامل مقدار مشخصی ماده است. اما اخترشناسان از مشاهده هایشان استنباط کرده اند که تقریباً ماده به اندازه کافی وجود ندارد تا این پیش بینی ها را عملی سازد. ماده مشاهده شده به اندازه قابل ملاحظه ای کمتر از ماده پیش بینی شده است. دکتر کامرون بر آن است که ماده گمشده ممکن است به وسیله شمار زیادی حفره سیاه بلعیده شده باشد.تاریخ شیمیایی جهان نشان می دهد که نخستین ستارگانی که تشکیل شده اند بسیار بزرگ بوده اند و انتظار می رود به حفره های سیاه تبدیل شوند. با قطعیت نمی توان گفت که همه ستارگان ناگزیر به حفره های سیاه مبدل می شوند. دانشمندان نشان داده اند که ستارگان نا متقارن ستارگانی که تقارن کروی تقریباً کامل ندارند به این سرنوشت دچار می شوند. اما به عقیده( وای. ب. زلدوویچ (فیزیکدانان شوروی و گروه انگلیسی استون هاوکینگ، راجر بن روز و روبرت چراک، عدم تقارن شکلی کوچک، یک ستاره بسیار بزرگ را هرگز در این مرحله گمراه کننده و شگفت انگیز نجات نخواهند داد.
|
|
|
|
|
کهکشان به مجموعه ستارگان ، گاز و غبار گفته می شود که با نیروی جاذبه کنار هم نگاه داشته شدهاند. کوچکترین کهکشانها دارای عرضی برابر با چند صد سال نوری ، شامل حدود ۱۰۰۰۰۰ میلیارد سال ستاره هستند. بزرگترین کهکشانها تا 3 میلیون سال نوری عرض دارند و شامل بیش از ۱۰۰۰ میلیارد ستاره هستند.
اشکال کهکشانها بر اساس شیوهای طبقه بندی میشود که طبق شیوه طبقه بندی ستاره شناس آمریکایی ، ادوین هابل (1953- 1986) ، شکل یافته است. در مورد تکامل کهکشانها اطلاعات قطعی کمی در دست است. تنها مطلب مورد اطمینان این است که کهکشانها میلیاردها سال پیش به شکل تودهای از ابرهای گازی و غباری بوجود آمدند.
کهکشانهای نامنظم هیچ شکل یا ساختار منظمی ندارند، آنها دارای جرم بیشتری از کهکشانهای دیگر هستند و بیشتر ستارههای موجود در آنها دارای طول عمر کم و درخشان میباشند. با وجود اینکه بسیاری از کهکشانهای نا منظم در بر گیرنده نواحی تابان گازی هستند که ستارهها در آنها شکل میگیرند، بیشتر گاز میان ستاره ای کهکشانها بایستی متراکم شوند تا ستارههای جدیدی بوجود آورند. حدود 5% از هزار کهکشان درخشان را کهکشانهای نا منظم تشکیل میدهند. این در حالی است که یک چهارم کهکشانهای شناخته شده نیز کهکشانهای نامنظم هستند.
کهکشانهای مارپیچی دارای بازوهایی هستند که شکلی مارپیچی در اطراف بر آمدگی مرکزی یا هسته ، قرصی ایجاد میکنند که چرخش هسته با چرخش بازوهای آن همراه میشود. جوانترین ستارههای کهکشانهای مارپیچی در بازوهای کم توده یافت میشوند و ستارههای کهن اکثرا در هسته متراکم قرار دارند. کهنترین ستارهها در هالههای کروی پراکنده قرار دارند و اطراف قرص کهکشانی را فرا گرفتهاند. بازوهای مذکور همچنین دارای غبار و گاز فراوانی هستند که منجر به تشکیل ستارههای جدید میشود.

از تمام کهکشانها میزان معینی تشعشع الکترومغناطیسی ساطع میشود. برخی کهکشانها ، به طرز غیر عادی ، مقادیر زیادی تشعشع تابش میکنند. این کهکشانها ، کهکشانهای فعال نامیده میشوند. انرزی آنها از منبعی با جرم بسیار زیاد اما به هم فشرده که در مرکز کهکشان فعال قرار دارد تأمین میشود.
انرژی اغلب بصورت اشعه ایکس ، موج رادیویی و همچنین نور است و میزان انرژی آزاد شده به قدری زیاد است که نمیتوان تصور کرد ستارهها آنرا بوجود آورده باشند. ستاره شناسان بر این عقیده اند که تنها جسمی که قادر است این مقدار انرژی را ازاد کند یک حفره سیاه فوق العاده پر جرم است. بنابر این، علت اینکه برخی کهکشانها از جمله کهکشان خودمان انرژی نسبتا کمی آزاد میکنند این است که حفره سیاه مرکزی کوچکی را در میان گرفتهاند.
بنظر میرسد که کوازارها (شبه ستارهها) هسته فعال کهکشانهای دور دست باشند. آنها درخشانترین ، سریعترین و دورترین اجرام شناخته شده در جهان هستند. کوازارها همانند ستارگان از سطح زمین به مثابه یک نقطه نورانی خیلی ریز دیده میشوند. اگر چه کوازارها فقط به اندازه منظومه شمسی هستند، نور برخی از آنها مسافتی در حدود 10 میلیارد سال نوری را طی می کند تا به ما برسد. ما برای اینکه بتوانیم چنین اجرام دوری را شناسایی کنیم نیاز به تابش زیاد نور آنها داریم. تشعشع انرژی بعضی از کوازارها حدود 100 برابر تشعشع کهکشانهای عظیم است.
با گسترش جهان کوازارها که در لبه خارجی آن قرار دارند بسرعت از زمین فاصله میگیرند. دورترین کوازارهایی که قابل رویت حدود ۱۲ میلیارد سال نوری در جهت انتهای قابل مشاهده جهان قرار دارند. بخاطر زمان زیادی که طول میکشد تا نور کوازارها به زمین برسد، این کهکشانها ستاره شناسان را قادر میسازند تا جهان را در اولین مراحل شکل گیری ، مورد مطالعه قرار دهند. کوازارها فوق العاده درخشان و در عین حال بسیار مهم فشرده میباشند. در مقایسه با گستره کهکشان راه شیری که ۱۰۰۰۰۰ سال نوری میباشد، کوازارها قطری معادل چند روز یا هفته نوری را تشکیل میدهند.
تمامی کهکشانها ، موج رادیویی ، نور قابل رویت و انواع تشعشع از خودشان تولید مینمایند. انرژی رادیویی یک کهکشان رادیویی خیلی متراکمتر از انرژی کهکشانهای معمولی است. این انرژی از دو قطعه خیلی بزرگ ، یا ابرهای عظیم الجثه متشکل از ذرات در حال دور روشن از کهکشانها تشتشع مییابند.
این ابرهای عظیم از فورانهای گازی که از مرکز کهکشان با سرعتی معادل یک پنجم سرعت نور خارج میشوند، در آسمان شکل میگیرند. به نظر میرسد که فوران این انرژی عظیم توسط یک حلقه پیوستگی صورت میگیرد که یک حفره سیاه خیلی متراکم را در بر میگیرد و در مرکز کهکشان واقع است. از هر یک میلیون کهکشان فقط یکی از آنها یک کهکشان رادیویی است.

انسان از ديرباز توجه بسياري به آسمان داشت و به فراخور زمان و با توجه به رشد و پيشرفت در سطوح مختلف علمي توجه بشر به آسمان اين فضاي بي كران دوچندان گشت . كره ي ماه تنها قمر زمين د ر ميان ساير اجرام سماوي توجه انسان را به شكلي شگرف به خود جلب كرد. زيرا اين قمر زيبا از يك سو اسطوره ي ذهن و فكر بشر بود و از سوي ديگر تاثيرات آن بر زمين انكار نشدني است. سمفوني حركت ماه و زمين در مدارهاي خود ،پديده هايي زيبا و كم نظير را خلق مي كند كه بي شك دليلي بر عظمت و دقت آفرينش گيتي مي باشد.
همه ي ما مي دانيم كه ماه بدر بسيار رمانتيك و جذاب است. ماه بدر در هنگام غروب خورشيد طلوع مي كند و در تمام طول شب قابل رويت است. و در پايان شب درست هنگام طلوع آفتاب غروب مي كند. هيچ كدام از ساير فازهاي ماه داراي چنين ويژگي نيستند. اين پديده به اين دليل روي مي دهد كه ماه دقيقا در بخش مخالف موقعيت خورشيد در آسمان، قراردارد. ماه كامل به خاطر پديده ي خسوف يا ماه گرفتگي نيز داراي اهميت ويژه اي است.

ماه بدر(شکل ۱)
ماه گرفتگي يا خسوف زماني اتفاق مي افتد كه ماه در فاز كامل و در حال عبور از بخشي از سايه ي زمين باشد. سايه ي زمين در واقع از دو ساختمان مخروطي شكل درست شده است كه يكي در داخل ديگري قرار دارد. بخش خارجي يا نيم سايه اي منطقه اي است كه زمين فقط قسمتي از پرتو هاي خورشيد را مسدود مي كند و مانع از رسيدن آنها به ماه مي شود.در مقابل بخش دروني يا قسمت سايه، ناحيه اي است كه زمين مانع از رسيدن تمام پرتو هايي مي شود كه از خورشيد به ماه مي رسد قاعده ي اين مخروط مقطع زمين و طول متوسط آن ۱۳۸۰۰۰۰ كيلومتر است، طول اين سايه بر اثر تغيير فاصله ي زمين از خورشيد تا حدود ۴۰۰۰۰ كيلومتر تغيير مي كند.
(شکل ۲)

منجمان سه نوع متفاوت از ماه گرفتگي را شناسايي كرده اند:
۱) خسوف نيم سايه اي :
ماه از قسمت نيم سايه ي زمين عبور مي كند.
پژوهش در زمينه ي اين رويداد ويژه ي انجمن هاي علمي و تخصصي است و رصد آن پيچيده مي باشد.
(شكل ۳)

۲)خسوف جزيي:
بخشي از ماه از سايه ي زمين عبور مي كند.
رصد اين رويداد حتي بدون استفاده از ابزار اپتيكي نيز ساده است.
ماه گرفتگي جزيي (شكل ۴) 
۳)خسوف كلي:
تمام ماه از داخل سايه ي زمين عبور مي كند.
اين رويداد به خاطر رنگ هاي گوناگون و مرتعشي كه ماه در لحظه ي گرفت كامل در سطح خود دارد بسيار برجسته و مورد توجه است.
ماه گرفتگي كامل (شكل ۵) 
ماه در مدت 21222/27 (ماه گره اي) يك دور كامل به دور مدار خود مي گردد اما در اين مدت خورشيد در آسمان زمين تقريبا به اندازه 30درجه جابجا شده است و ماه ناچار است كه دو روز ديگر وقت صرف كند تا به خورشيد برسد. پس اين مدت به طور متوسط برابربا 53056/29 (ماه هلالي) است.
با توجه به آنچه گفته شد ممكن است اين سوال در ذهن شما ايجاد شود كه « اگر ماه هر 5/29 روز به دور زمين مي گردد و خسوف تنها در زمان ماه كامل رخ دهد پس چرا در هر ماه سال يك كسوف به وقوع نمي پيوندد؟» پاسخ به اين سوال نيازمند توجه بيشتر به مدارها است.
مدار ماه به گرد زمين در حدود 5 درجه نسبت به مدار زمين انحراف دارد.اين امر بدان معني است كه ماه در اغلب اوقات درسطح پايين تر و يا در سطح بالاتر از مدار زمين قرار دارد. صفحه ي مدار زمين به دور خورشيد با اهميت است زيرا سايه ي زمين دقيقا در همين صفحه قرار دارد. در طي ماه كامل ، قمر طبيعي زمين مي تواند تا بيش از 32000 كيلومتر از بالا يا پايين سايه ي زمين عبور كند بنابراين خسوفي رخ نخواهد داد.اين پديده دقيقا زماني به وقوع مي پيوندد كه ماه در يكي از دو مكان برخورد مدارها (گره ها) قرار داشته باشد.
(شكل 6)

(شكل ۷)

با توجه به آنچه گفته شد شرط وقوع خسوف را در دو مورد مي توان خلاصه كرد:
۱) ماه و خورشيد و زمين در يك راستا يا خط مستقيم قرار گيرند به طوري كه زمين بين ماه و خورشيد قرار داشته باشد. به عبارت ديگر ماه در حالت بدر از زمين ديده شود.
۲) ماه در حركت مداري خود به دور زمين در يكي از گره ها قرار داشته باشد.
در هر سال ماه از بخشي از سايه يا نيم سايه ي زمين عبور مي كند و يكي از سه نوع خسوف ذكر شده روي مي دهد . در هنگام خسوف هر كسي كه در قسمت تاريك كره زمين قرار داشته باشد مي تواند آن را ببيند. حدود 35% از خسوف ها از نوع نيم سايه اي است كه تشخيص آن حتي به كمك تلسكوپ بسيار دشوار است. در حدود 30% خسوف ها نيز جزيي مي باشد كه با چشم مسلح به راحتي قابل رويت است. و درنهايت 35% خسوف ها نيز كلي است كه رويدادي بسيار برجسته براي رصد مي باشد.
در طي يك گرفت كامل زمين مانع رسيدن نور خورشيد به ماه مي شود. درآن هنگام اگر ناظري در سطح ماه باشد متوجه خواهند شد كه زمين جلوي خورشيد را گرفته است. آنها هاله اي به رنگ قرمز روشن را مشاهده مي كنند كه دور تا دور زمين را فراگرفته است.
هنگامي كه ماه به طور كامل درون سايه ي زمين قرار مي گيرد باز هم شعاع هاي نوري غير مستقيمي از خورشيد به آن مي رسند و ماه را پرفروغ مي كنند .در ابتدا نور آفتاب بايد از عمق ك زمين عبور كند .اين فيلتر اكثر طيف هاي آبي پرتو هاي خورشيد را جذب مي كند و مابقي نور كه به رنگ قرمز پررنگ و يا نارنجي است و به مراتب تيره تر از نور سفيد آفتاب مي باشد در درون ك دچار شكست شده و سپس منعكس مي گردد تا اينكه كسر كوچكي از آن به سطح ماه مي رسد و آن را پرفروغ مي كند.
گرفت كامل در هنگام خسوف بسيار هيجان انگيز و زيبا است كه مسبب آن تاثيرات فيلترينگ و انكسار پرتو هاي خورشيد در اتمسفر زمين است. اگر زمين اتمسفري نداشت ماه در طي يك گرفت كامل كاملا سياه به نظر مي رسيد. در حالي كه اكنون ماه مي تواند رنگ هاي زيادي از قهوهاي و قرمز تيره گرفته تا نارنجي و زرد روشن ، بر سطح خود داشته باشد.




گرفت هاي كلي بعد از فوران هاي عظيم آتشفشاني بسيار تاريك به نظر مي رسند چون فوران ها مقادير عظيمي از خاكسترهاي آتش فشاني را وارد اتمسفر زمين مي كند .به عنوان مثال در طي يك خسوف كلي در دسامبر 1992 خاكستر هاي ناشي از كوه ميناتوبو باعث شدند كه ماه تقريبا غير قابل رويت گردد.
چنانچه ماه از مركز مخروط زمين عبور كند مدت زمان خسوف طولاني است. زيرا در حدود 1 ساعت طول مي كشد تا ماه كاملا وارد سايه ي زمين شود حداكثر حدود 2 ساعت طول مي كشد تا ماه سايه زمين را طي كند. و براي خروج كامل از سايه نيز 1 ساعت زمان نياز دارد.
بر خلاف خورشيد گرفتگي ( كسوف)، رصد ماه گرفتگي كاملا بي خطر است و شما به هيچ فيلتر محافظي نياز نداريد .حتي براي رصد اين پديده نيازي به استفاده از تلسكوپ نيست .شما مي توانيد ماه گرفتگي را با چشمان خود نيز رصد كنيد اگر دوربين دوچشمي داريد بكارگيري آن سبب مي شود كه چشم انداز بزرگ تري داشته و نيز زمينه ي رنگي سطح ماه پرفروغ تر گردد. يك دوربين دوچشمي 35*7 و يا 50*7 مي تواند كارآيي خوبي داشته باشد . منجمان آماتور مي توانند در طي يك خسوف رصدهاي مفيدي انجام دهند؛ پيش بيني ميزان تاريكي ماه در هنگام گرفت كلي امري غير ممكن است رنگ ماه مي تواند از خاكستري تيره يا قهوه اي تا رنگهاي قرمز روشن و نارنجي روشن تغيير كند. رنگ و درخشندگي ماه بستگي به ميزان گرد و غباري دارد كه در طي خسوف در اتمسفر زمين وجود دارد. با استفاده از« ميزان درخشندگي دانژون» براي ماه گرفتگي ، منجمان آماتور مي توانند رنگ و درخشندگي ماه را طبقه بندي كنند.
يك خسوف سوژه ي بسيار جذابي براي عكاسي است خوشبختانه عكاسي از خسوف آسان است به شرط آنكه امكانات مناسبي داشته باشيد و از آن به خوبي استفاده كنيد.
گرفتگي كامل خورشيد را بايد يكي از منظرههاي زيبا و در عين حال ترسناك طبيعت دانست. تنها موقعي ميتوان اين پديده را ديد كه عوامل زيادي با هم انطباق پيدا كنند. خورشيد كره فروزان بسيار بزرگي است با قطري در حدود 109 برابر قطر زمين كه در فاصله 150 ميليون كيلومتري زمين واقع شده است. ماه فقط يك چهارم اندازه زمين را دارد. ولي 400 بار نزديكتر از خورشيد به زمين است. البته بديهي است كه اجسام را از فاصلههاي دورتر كوچكتر ميبينيم. اختلاف فاصلههاي ماه و خورشيد نيز سبب ميشود تا اندازههايشان با هم برابري كنند. از اين رو ، آن دو در آسمان تقريبا به يك اندازه ديده ميشوند.
تاريخچه
در طول تاريخ ، اين پديده همواره مورد توجه اقوام و ملل مختلف بوده است. اغلب تمدنهاي كهن خورشيد گرفتگي را پديدهاي شوم ميپنداشتند و درباره آن اعتقادات خرافي داشتند. چينيها عقيده داشتند كه هنگام خورشيد گرفتگي اژدهايي خورشيد را ميبلعد. در بسياري از فرهنگها خورشيد گرفتگي بلايي آسماني پنداشته ميشده است. مردم هند در خلال گرفتگي خود را تا گردن در آب فرو ميكردند و اعتقاد داشتند كه با اين كار به خورشيد و ماه كمك ميكنند تا در برابر اژدها از خود دفاع كنند.
خورشيد گرفتگي از ديدگاه علمي
اندازه ظاهري خورشيد و ماه از زمين با هم برابر است. علت اين امر آن است كه فاصله اين دو جسم از كره ما متفاوت است. در نتيجه در زمانهايي كه ماه مسقيما از جلوي خورشيد عبور ميكند قرص خورشيد در پس آن پنهان ميشود. شرط لازم و كافي براي وقوع پيوستن كسوف آن است كه زمين ، خورشيد و ماه در يك خط يا تقريبا يك خط راست قرار بگيرند، به طوري كه سايه ماه بر بخشي از زمين بيافتد كل اين سايه از دو قسمت نيم سايه كه در قسمت بيروني است نيمه دروني كه تاريك و سياه است تشكيل شده است.
در محدوده نيم سايه ماه تنها قسمتي از خورشيد را پوشانده است كه به آن خورشيد گرفتگي جزيي ميگويند. در خلال گرفت بر اثر حركت ماه و چرخش زمين سايه ماه ، زمين را از غرب به شرق طي ميكند به اين سير حركتي سير گرفتگي كلي ميگويند. هر كسي كه در اين مسير باشد خورشيد را در حالت گرفت كلي خواهد ديد اين مسير در بيشترين حالت به 320 كيلومتر ميرسد و حدود نيم در صد سطح زمين را ميپوشاند. معمولا هر 1.5 سال خورشد گرفتگي كلي روي ميدهد اما ما در طول عمرمان شايد يك بار شانس تماشا اين پديده را داشته باشيم.
تصادف شگفتآوري است كه اندازه ظاهري قمر زمين ، يعني ماه ، به اندازه ظاهري خورشيد برابر است. گرچه خورشيد 400 بار دورتر از ماه است اما 400 بار هم بزرگتر از آن است. قطر بسيار بزرگ خورشيد ، در اثر مشاهده از اين فاصله زياد ، كاملا كوچك ديده ميشود. اگر اين پديده جالب توجه وجود نداشت، نميتوانستيم اطلاعات بيشتري در مورد جو بيروني خورشيد به دست ميآوريم. به جز زمين ، در هيچ يك از سيارات منظومه شمسي پديده گرفتگي خورشيد روي نميدهد.
علل كسوف
حدود 30 روز طول ميكشد تا ماه يك بار زمين را دور بزند. دو يا سه بار در هر سال ، ماه در مسير خود ، مستقيما از فاصله بيان زمين و خورشيد ميگذرد. در اين هنگام گرفت خورشيد رخ ميدهد. قرص تاريك ماه براي مدت كوتاهي همه خورشيد يا بخشي از آنرا ميپوشاند.
چرا هرگاه ماه از ميان زمين و خورشيد ميگذرد اين پديده اتفاق نميافتد؟
دليل اين امر اينست كه مدار ماه و زمين با هم زاويه دارد و در بسياري از حالات ماه از بالا يا پايين قرص خورشيد ميگذرد. مدار زمين و ماه در دو نقطه به هم بر خورد ميكنند كه به اين دو نقطه گرههاي مداري ميگويند و ماه هر گاه در اين گره با زمين و خورشيد در يك خط قرار بگيرد خورشيد گرفتگي صورت ميگيرد.